تبليغاتX
پشت بام

من شدم خلق که چون مهدی زهرا باشم
تاريخ: پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 ساعت :19:16
طی شد این عمر تو دانی به چه سان؟

پوچ و بس تند چونان باد دمان
همه تقصیر من است این که خود میدانم  
که نکردم فکری‌‌‌ که تعمق ننمودم روزی ساعتی یاآنی
که چه سان میگذرد عمر گران؟

کودکی رفت به بازی به فراقت به نشاط
فارغ از نیک و بد ومرگ وحیات
همه گفتند:«کنون تا بچه است بگذارید بخندد شادان
که پس ازاین دگرش فرصت خندیدن نیست بایدش نالیدن»

...من نپرسیدم هیچ که پس از این ز چه رو بایدم نالیدن؟
هیچ کس نیز نگفت زندگی چیست؟چرا می اییم؟به چه سان باید رفت؟
پس از این چند صباح به کجا باید رفت؟با کدامین توشه به سفر باید رفت؟

...نوجوانی سپری گشت به بازی به فراغت به نشاط
فارغ از نیک و بد ومرگ و حیات

بعد از ان باز نفهمیدم من که چسان عمر گذشت
لیک گفتند همه :«که جوان است هنوز بگذارید جوانی بکند بهره از عمر برد کام روایی بکند بگذارید خوش باشد ومست بعد از این باز ورا  عمری هست»

یک نفر بانگ براورد :«از هم اکنون باید فکر فردا بکند»
دیگری آوا داد:«که چو فردا بشود فکر فردا بکند»
سومی گفت:«همان گونه که دیروزش رفت بگذرد امروزش همچنین فردایش»

با همه این احوال من نپرسیدم هیچ که چه سان جوانی بگذشت
آن همه قدرت و نیروی عظیم به چه ره مصرف گشت؟
نه تفکر نه تعمق نه اندیشه دمی
عمر بگذشت به بی حاصلگی و مسخرگی
چه توانی که ز کف دادم مفت
من نفهمیدم و کس نیز مرا هیچ نگفت
قدرت عهد شباب می توانست مرا تا به خدا پیش برد
لیک بیهوده تلف گشت جوانی هیهات!!!

...ای صد افسوس که چون عمر گذشت معنی اش فهمیدم
حال می فهمم هدف از زیستن این است رفت

من شدم خلق که با عزمی جزم و دلی مهدی عزم
پای از بند هواها گسلم پای در راه حقایق بنهم
فارغ از شهوت و از وحسدو کینه و بخل          
مملو از عشق و جوانمردی و زهد در  ره کشف حقایق کوشم
شربت جرات و امید شهادت نوشم
زره جنگ برای بد و نا حق پوشم
ره حق پویم و حق جویم و پس حق گویم
انچه اموخته ام بر دگران نیز نکو اموزم
شمع راه دگران گردم و با شعله خویش
ره نمایم به همه گرچه سراپا سوزم

...من شدم خلق که چون مهدی زهرا باشم

نه چنین زایدو بی جوش و خروش
عمر بر باد و به حسرت خاموش

ای صد افسوس که چون عمر گذشت معنی اش فهمیدم
حال می پندارم کاین سه روز از عمرم به چه ترتیب گذشت:

کودکی بی حاصل . نوجوانی باطل . وقت پیری غافل
به زبانی دیگر :

 

کودکی در غفلت

 

نوجوانی شهوت

 

در کهولت حسرت

                                                                          سپیده کاشانی
                                                         

نوشته شده توسط ز باباپور | موضوع: | لينک ثابت |
© This Template Designed By Soltanbanoo